یک شنبه 26 / 10 / 1393برچسب:, :: 20:37 :: نويسنده : sahar
كاش واژه حقيقت با زبان ما صميمي بود ......
كه براي بيان كردن 'دوست دارم' نياز به قسم خوردن نبود !!!! نظرات شما عزیزان: حسین
![]() ساعت15:54---27 دی 1393
کی تو دلت به جای منه
اسم تو رو صدا میزنه کی مثه من برات می میره کی با نگات جون میگیره دست کیو میگیری حالا کی اومده تو دنیای ما عشق منو فروختی به کی باز دلمو شکسته یکی هیشکی تو دنیا نمیدونه شاید حال منو من غمگینم پنجره شاهد بوده که یه عمره تنها کنارش میشینم هیشکی مثه من نکشیده دردو کی مثه من تنها مونده خاطره ی تو کنارمه دائم قلب منو می سوزونده عاشقتم نخند و نرو کم میارم دوباره تورو کنج اتاق گرفته دلم دنبال عشق تو رفته دلم خواب شبم صدای توئه عکس تو باز بجای توئه طاقت من تمومه خدا چی اومده سر رویای ما هیشکی تو دنیا نمیدونه شاید حال منو من غمگینم پنجره شاهد بوده که یه عمره تنها کنارش میشینم هیشکی مثه من نکشیده دردو کی مثه من تنها مونده خاطره ی تو کنارمه دائم قلب منو می سوزونده سوزونده
خدایااااااا
تو خودت می دانی ....... در این جهان کسی هست که ...... با دیدنش در دلم آشوب می شود ...... و صدای قلبم به آسمان ها می رسد ..... قسم ات می دهم !!! به همه ی بزرگی ات .... او را همیشه برایم نگه دار .......من بدون او هیچم ...... هیچ !!!!!! حسین
![]() ساعت23:23---26 دی 1393
گفت دعـــــاکنے می آید
گفتم آنڪہ به دعایی بیـــــایدبہ نفرینے مے رود خواستے بیـــــایے به دعـــــانیا ____بادل بیـــــا
میگن اگه خورشید یک ذره نزدیکمون بود
همه چیز و میسوزوند.... ولی خورشید خبر نداری یکی روی زمین هست که فقط اسمش تمام وجودمو میسوزونه ![]()
![]() |